گفت وگوی تفصیلی نت واش با رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین

با لغو تحریم ها تجارت با چین دو برابر می شود

با لغو تحریم ها تجارت با چین دو برابر می شود نت واش: رییس اتاق تجاری ایران و چین می گوید هر چند تحریم ها مشکلات فراوانی را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده، اما مدیریت در داخل نیز نتوانسته شرایط را برای خنثی سازی فشارها فراهم آورد.


به گزارش نت واش به نقل از ایسنا، آمارهایی که در سالهای اخیر از تجارت خارجی ایران انتشار یافته نشان داده است که چین در اوج سالهای تحریم اصلی ترین شریک تجاری ایران باقی مانده و در زمینه صادرات و واردات بالاترین آمارها را به نام خود ثبت کرده است.
با این وجود بررسی میزان تجارت خارجی دو کشور نشان داده است که ارزش صادرات و واردات ایران و چین کاسته شده است، موضوعی که احتمالاً بخش مهمی از آن به علت محدودیت های حاصل از تحریم بوده است.

مجید رضا حریری - رییس اتاق تجاری ایران و چین - در گفت وگوی تفصیلی با ایسنا، می گوید هر چند دولت چین بارها و به شکل رسمی اعلام نموده که با تحریم های آمریکا مقابل ایران موافق نیست، اما اقتصاد مناسبات خاص خودرا دارد و ایران باید برای خنثی سازی تحریم ها برنامه های خاص خودرا در دستور کار قرار دهد.
حریری همین طور معتقد است: با وجود خیلی از شعارها اقتصاد هیچگاه در اولویت اصلی تصمیم گیران اقتصادی ایران قرار نداشته و همین موضوع شرایط امروز را تا این حد دشوار کرده است.
در سالهای گذشته رابطه سیاسی ایران و چین به شکل قابل توجهی گسترش یافته و این مساله حتی به یک توافق همکاریهای ۲۵ ساله میان دو کشور بدل شده است. آیا می توان امروز ایران را شریک مهم تجاری چین دانست؟
ما باید در نظر داشته باشیم که اقتصاد ما به شکل طبیعی شریک تجاری چین به حساب می آید. ما در زمینه های مانند نفت، پتروشیمی، محصولات معدنی و برخی لوازم مصرفی تولیده کننده و صادر کننده به حساب می آییم و این در شرایطی است که چین وارد کننده بزرگ خیلی از این محصولات است بنابراین است که ایران برای سالهای طولانی در منطقه شریک اصلی تجاری چین بوده هر چند در سالهای گذشته متاسفانه این جایگاه از دست رفته است.
در سال ۲۰۱۴ میزان تبادل تجاری ما با چین حدود ۵۱ میلیارد دلار بود اما این عدد امروز به ۳۰ میلیارد دلار رسیده که کاهشی حدودا ۴۰ درصدی را نشان داده است. این در شرایطی است که سهم چین از تجارت ایران در سال ۲۰۱۴ حدودا ۲۰ درصد بود اما امروز این سهم به مرز ۳۰ درصد رسیده است اصلی ترین علت از دست رفتن این جایگاه را باید در کجا پیدا کرد؟
با وجود آنکه مسئولان دولت چین از رییس جمهوری گرفته تا وزیر خارجه و مقامات اقتصادی بارها اعلام نموده اند که با هرگونه تحریم ایران از طرف آمریکا مخالف هستند و با آن همراهی نمی کنند اما اقتصاد مختصات خاص خودرا دارد. برای مثال یک شرکت چینی که اپراتور یکی از بنادر بزرگ چین بشمار می رود به شکل همزمان در ۱۸ بندر دیگر دنیا نیز فعالیت رسمی دارد. اگر در وضعیت تحریم این شرکت حضور کشتی ایرانی را بپذیرد تحت تاثیر تحریم ها قرار گرفته و فعالیت اش در تمام بنادر دنیا نیز با مشکل مواجه می شود. بدین جهت این طبیعی است که برخی شرکت های اقتصادی مزایا و سود خودرا در اولویت قرار دهند و نمی توان از دولت چین نیز انتظار داشت که به چنین مسائلی ورود کند.
با این وجود چین در این سال ها همراهی خود با اقتصاد ما را نشان داده است در سال ۲۰۱۴ میزان تبادل تجاری ما با چین حدود ۵۱ میلیارد دلار بود، اما این عدد امروز به ۳۰ میلیارد دلار رسیده که کاهشی حدودا ۴۰ درصدی را نشان داده است. این در شرایطی است که سهم چین از تجارت ایران در سال ۲۰۱۴ حدودا ۲۰ درصد بود اما امروز این سهم به مرز ۳۰ درصد رسیده است. بدین سان هر چند که ارزش تجارت کاهش یافته، اما سهم چین در اقتصاد ایران گسترش پیدا کرده است.

چین در سالهای گذشته به عنوان یکی از جانب های مذاکرات هسته ای ایران حضور داشته است آیا امکان آن وجود ندارد که با استفاده از این ظرفیت شرایط برای کنار رفتن تحریم ها و افزایش تجارت فراهم شود؟
هر چند در طول سالهای گذشته کشورهای مختلفی در روند مذاکرات هسته ای ایران حضور داشته اند اما در واقعیت آنچه که به تصمیمات نهایی ختم می شود مذاکره میان ایران و آمریکاست و در حقیقت این دو کشور باید در این حوزه به جمع بندی نهایی برسند تا احیای مذاکرات ممکن شود. با این وجود چین بارها اعلام نموده که آماده افزایش تعاملات تجاری با ایران است و می توان انتظار داشت که با کنار رفتن محدودیت ها در مدتی کوتاه تجارت ایران با چین دو برابر شده و به مرز ۶۰ میلیارد دلار برسد. امروز کشورهایی مانند عربستان سعودی یا امارات متحده عربی توانسته اند جایگاه ایران در بین شرکای تجاری چین در منطقه را بگیرند، اما با بهبود شرایط اساسا ما افزایش تعامل با چین را خواهیم داشت.
چیزی که در آن تردیدی وجود ندارد این است که مذاکره در بهترین حالت یک پروسه ۵۰_۵۰ بشمار می رود یعنی ما حتی اگر تمام مقدمات لازم را نیز فراهم نماییم و آماده رسیدن به توافق باشیم باز هم ۵۰ درصد کار باید از طرف طرف مقابل نهایی شود با این تفاسیر آیا ما باید برای بهبود میزان تجارت خارجی تنها با کنار رفتن تحریم ها امید داشته باشیم؟
چیزی که در آن تردیدی وجود ندارد این است که مذاکره در بهترین حالت یک پروسه ۵۰_۵۰ بشمار می رود یعنی ما حتی اگر تمام مقدمات لازم را نیز فراهم نماییم و آماده رسیدن به توافق باشیم باز هم ۵۰ درصد کار باید از طرف طرف مقابل نهایی شود. بدین جهت تردیدی وجود ندارد که باید اقدامات لازم برای به نتیجه رساندن مذاکرات در دستور کار باشد. اما درعین حال باید کوشش کرد در زمینه هایی فعالیت نماییم که تمام پروسه آن از تصمیم گیری تا اجرا در اختیار خودمان باشد که سیاست هایی مانند خنثی سازی تحریم ها قسمتی از آنست. ما باید از بن بستی که اقتصاد ایران در آن قرار گرفته خارج شویم و پیگیری سیاست های خنثی کننده تحریم اساسا یکی از اصلی ترین اولویت های آن به حساب می آید. در حقیقت مذاکرات باید در سطح سیاسی دنبال شود، اما نهادهای اقتصادی باید برنامه های مربوط به بهبود وضعیت داخلی کشور را در دستور کار قرار دهد.
در وضعیت فعلی به افزایش تجارت با کدام کشورها می توان امید داشت؟
در حال حاضر آن طور که دولت اعلام نموده تجارت ایران چند اولویت دارد که بخش نخست آن به هند، چین و ۱۵ کشور همسایه و منطقه مربوط می شود؛ اما ما باید برای خنثی سازی تحریم ها برنامه های خودرا گسترده تر نماییم به این معنا که حتی اگر در یک بازاری یک میلیارد دلار ظرفیت فروش وجود دارد نیز نباید خونسرد باشیم. کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین می توانند بهترین فرصت برای رسیدن به این اهداف باشند. با قراردادهای کوچک و گوناگون می توان میزان تجارت خارجی کشور را گسترش داد.
متاسفانه دولت قبل به اقتصاد اهمیت چندانی نمی داد و جزو اولویت هایش نبود دولت روحانی یک سناریو داشت و آن به نتیجه رساندن مذاکرات و کنار رفتن تحریم ها بود
در حدود یکسال گذشته و بعد از جابه جایی دولت ها خیلی از فعالان اقتصادی معتقدند که شرایط برای تجارت بهبودی نسبی یافته است آیا در واقعیت می توان اثرات این تغییر را دید؟
واقعیت این است که با گذشت حدود یکسال نمی توان کارنامه اقتصادی یک دولت را بررسی کرد یا با قاطعیت در ارتباط با آن نظر داد. در حقیقت در خیلی از سطوح تفاوتی میان دولت ها وجود ندارد برای اینکه ما در تعریف سیاست های کلان و برنامه های مدون برای تجارت خارجی با مشکل مواجه هستیم. متاسفانه دولت قبل به اقتصاد اهمیت چندانی نمی داد و جزو اولویت هایش نبود دولت روحانی یک سناریو داشت و آن به نتیجه رساندن مذاکرات و کنار رفتن تحریم ها بود. خوشبختانه امروز دیگر کسی نمی تواند از نعمت بودن تحریم یا عدم نیاز به مذاکره صحبت کند. اما ما باید بدانیم که برای بهبود شرایط تنها یک سناریو کافی نیست و برای تامین شرایط باید یک سیاست مدون و همه جانبه در نظر داشت. اینکه سازمان توسعه تجارت یا دیپلماسی اقتصادی در وزارت امور خارجه بهبود یافته تنها به علت حضور افرادی است که شرایط را می شناسند یا بسیار فعال می باشند. بدین جهت نمی توان تحولات را یک تغییر ساختاری دانست ما باید تلاش نماییم که در سیاست خارجه برمبنای یک برنامه مدون طولانی مدت عمل نماییم. در سالهای گذشته و در ماه های اخیر عضویت ایران در پیمان های اقتصادی مانند اوراسیا یا شانگهای پذیرفته شده است سخنرانی اخیر رییس جمهوری ایران در اجلاس بریکس پلاس اهمیت زیادی داشت، اما این ما هستیم که باید مشخص نماییم از ظرفیت های موجود و فضای به وجود آمده به چه شکل استفاده خواهیم کرد.
یکی از اصلی ترین مشکلات تاریخی ما این بوده که از وقتی دسترسی به درآمدهای نفتی به وجود آمد و گسترش یافت عملا ما بخش مهمی از تمرکز خودرا بر روی زیر زمین قرار دادیم در حالیکه دارایی ها و ظرفیت های ما بر روی زمین بسیار ارزشمندتر است چرا با وجود تمام این ظرفیت ها سهم اقتصاد ایران از تجارت و تبادلات منطقه ای و جهانی همچنان پایین است؟
یکی از اصلی ترین مشکلات تاریخی ما این بوده که از وقتی دسترسی به درآمدهای نفتی به وجود آمد و گسترش یافت، عملا ما بخش مهمی از تمرکز خودرا بر روی زیر زمین قرار دادیم در حالیکه دارایی ها و ظرفیت های ما بر روی زمین بسیار ارزشمندتر است. ایران از نظر جغرافیایی در چهارراه جهان قرار دارد و می تواند در کریدور شمال – جنوب و شرق – غرب نقش بسیار مهمی ایفا کند. در حقیقت کشورها برای اتصال به یکدیگر باید از جغرافیای ما استفاده کنند و همین موضوع بتواند راهی برای افزایش ثروت ملی شود.
همه شهرهای دنیا که به عنوان یک شهر بزرگ و توسعه یافته شناخته می شوند به دریا اتصال دارند. ما در ایران چندصد کیلومتر نوار ساحلی داریم که به آب های آزاد متصل هستند و ما در عین حال ۹۰ درصد شهرهایی که در این نوار قرار گرفته اند جزو شهرهای محروم به حساب می آیند. اینکه رهبر انقلاب در سالهای گذشته بارها از لزوم توسعه سواحل مکران سخن گفته نشان دهنده اهمیت تغییر در این نگاه توسعه شهرهای ایران است. ما در طول سالهای گذشته بودجه بسیار عظیمی را صرف کردیم تا آزادراه تهران – شمال که یک مسیر تفریحی بشمار می رود افتتاح شود در شرایطی که می توانستیم با بهبود زیرساخت های حمل و نقل در مسیرهایی مانند سرخس، آستارا یا اینچه برون به گرمسار شرایط را برای ترانزیت و جابه جایی کالا فراهم نماییم، مباحثی که در اقتصاد ایران فراموش شده است.
ما چندهزار میلیارد تومان برای صنایعی مانند فولاد هزینه کردیم که در کنار لطمه زدن به محیط زیست و منابع آبی اشتغال چندانی نیز به وجود نیامده است. اگر همین پول صرف توسعه ریل، جاده یا فرودگاه شده بود در کنار اشتغال آفرینی می توانست اقتصاد ایران را نیز در مقابل فشارها بیمه کند آیا با توسعه این زیرساخت ها امکان کاهش فشار تحریم ها نیز وجود داشت؟
نگاهی به وضعیت روسیه در ماه های گذشته به خوبی این مساله را نشان داده است محوریت این کشور در حضور در بازارهایی مانند انرژی یا غلات سبب شده تحریم شدنش نا ممکن باشد، اما ما در کجای زنجیره جهانی قرار داریم که بتوانیم هزینه تحریم کردنمان را افزایش دهیم. ما چند هزار میلیارد تومان برای صنایعی مانند فولاد هزینه کردیم که در کنار لطمه زدن به محیط زیست و منابع آبی اشتغال چندانی نیز به وجود نیامده است. اگر همین پول صرف توسعه ریل، جاده یا فرودگاه شده بود در کنار اشتغال آفرینی می توانست اقتصاد ایران را نیز در مقابل فشارها بیمه کند. از طرفی ما ظرفیت همکاری با کشورهای منطقه را نیز برای مدت طولانی فراموش کرده بودیم سفرهایی که رییس دولت سیزدهم در یکسال گذشته به منطقه داشت بمنظور احیای قسمتی از این ظرفیت ها بود، اما تا وقتی که ما شریک اقتصادی بزرگ در مناطق مختلف جهان نداشته باشیم کارمان دشوار است. خودکفایی و خوداتکایی قسمتی از اولویت هاست، اما اینکه ما ذینفع بین المللی داشته باشیم نیز برای کشور اهمیت فراوانی دارد. در سالهای پس از پیروزی انقلاب ما شرکت هایی مانند جنرال موتورز، پپسی یا تعدادی از دیگر شرکت های بزرگ را از ایران بیرون کردیم. در شرایطی که حضور آنها می توانست اقتصاد ما را در زنجیره جهانی قرار دهد و تحریم کردنمان را دشوار کند.
با شعار نمی توان تمام این مشکلات را حل کرد بلکه نیاز به یک اراده عمومی داریم. اگر در هشت سال آینده به صورت میانگین رشد اقتصادی هشت درصدی داشته باشیم تازه به سال ۱۳۸۹ باز می گردیم این موضوعی است که حتی مقامات دولتی آنرا تایید کرده اند
این نگاه غلط تا چه حد بر روی فاکتورهای داخلی اقتصاد ایران تاثیر داشته است؟
نگاهی به آمارهای اقتصادی در سالهای گذشته به خوبی نشان داده است که ما تا چه حد در رسیدن به اهداف مان ناکام بودیم. در ۱۰ سال قبل میانگین رشد اقتصادی ایران حدودا صفر بوده است. همین طور میانگین تورم نیز در این سال ها حدود ۲۵ درصد تخمین زده می شود. نرخ استهلاک سرمایه از رشد آن بالاتر رفته و از همه مهم تر این روند به کوچک شدن تدریجی سفره معیشت مردم منجر گردیده است. با شعار نمی توان تمام این مشکلات را حل کرد، بلکه نیاز به یک اراده عمومی داریم. اگر در هشت سال آینده به صورت میانگین رشد اقتصادی هشت درصدی داشته باشیم تازه به سال ۱۳۸۹ باز می گردیم این موضوعی است که حتی مقامات دولتی آنرا تایید نموده اند. نگاهی به عملکرد اقتصادی دولت ها نشان داده است که حدودا بعد از سال ۱۳۸۴ هیچ دولتی نتوانسته کارنامه درخشان اقتصادی ثبت کرده و به دولت آینده تحویل دهد. البته دولت سیزدهم تنها یکسال است کار خودرا آغاز نموده و نمی توان قطعا از کارنامه این دولت سخن گفت، اما نگرانی هایی که به شکل طولانی مدت در اقتصاد ما وجود داشته باید برطرف شود.
نقش و سهم بخش خصوصی در ارائه راهکارهای جدید برای برون رفت از شرایط فعلی چقدر است؟
واقعیت این است که برخلاف برخی شعارها بیش از ۸۰ درصد تجارت خارجی ما در دست شرکت های دولتی، شبه دولتی یا حاکمیتی قرار دارد. سهم بخش خصوصی در سیاستگذاری اقتصادی حدودا صفر است. تمام مگاپروژه ها بدهکاران کلان بانکی و بدهکاران به نظام مالیاتی ربطی به شرکت های دولتی دارند. متاسفانه حتی نهادهایی که ادعای فعالیت به عنوان بخش خصوصی را دارند نیز یا با این ساختار مراوده می کنند یا خود کارنامه ای دارند که قابل دفاع نیست. تا وقتی که امکان فعالیت آزاد، شفاف و رقابتی فراهم نشود بحث حضور بخش خصوصی در اقتصاد نیز معنایی ندارد و نهادهایی مانند اتاق تجاری نیز نمی تواند در این عرصه موثر باشد.
آیا بناست اقتصاد ما بر طبق یک دولت متمرکز و مداخله گر اداره شود یا می خواهیم به روابط بازار آزاد تن بدهیم. اینکه هر بار میان این گزینه ها در رفت و آمد باشیم راه به جایی نمی برند
در چنین شرایطی آیا صحبت از تاسیس باردیگر وزارت تجاری می تواند به مدیریت اقتصاد ایران کمک کند؟
ما در طول تمام دهه های گذشته هنوز نتوانستیم به یک سوال مبنایی پاسخ دهیم که آیا بناست اقتصاد ما برمبنای یک دولت متمرکز و مداخله گر اداره شود یا می خواهیم به روابط بازار آزاد تن بدهیم. اینکه هر بار میان این گزینه ها در رفت و آمد باشیم راه به جایی نمی برند. ما باید مشخص نماییم که دولت تنها بناست سیاست های کلان را اعلام نماید یا معاون وزیر باید در کف بازار به دنبال تامین سیب و پرتقال بدود. همین موضوع را می توانیم به آسانی در ارتباط با این وزارتخانه نیز رصد نماییم. از شروع انقلاب این وزارتخانه بارها تغییر ساختار داده و از وزارت صنایع سنگین، سبک، معادن و تجاری تغییر شکل داده است اما ما هیچگاه نفهمیدیم که وزارتخانه یک ابزار است و هدف چیز دیگری است. در حقیقت ما باید تابع یک سیاست کلان باشیم و در قالب آن وزارتخانه ها را فعال نماییم. نگاهی به وضعیت وزارت صنعت، معدن و تجارت در این سال ها نشان داده است که عملا ما ساختاری را ایجاد کردیم که هیچ وزیری توانایی آن اداره را ندارد و جابه جایی مکرر وزرا در این سالهای این مساله را به خوبی نشان داده است اساسا دستگاه تکنوکراسی ما مدیر بزرگی در سطح این وزارتخانه نساخته و افرادی که آمده اند نیز نمی توانند آنرا مدیریت کنند. این وزارتخانه ۹ معاون وزیر دارد. حتی اگر هر کدام از آنها بنا باشد تنها روزی یک ساعت گزارش کار خودرا به وزیر بدهند برای او وقتی برای مدیریت باقی نمی ماند. بدین جهت ضمن پذیرش اشتباهاتی که در طول تمام این سال ها رخ داده باید پیش از آنکه باردیگر به سمت تفکیک یا ادغام حرکت نماییم تکلیف خودرا با سیاست های کلان و نحوه نگاه به اقتصاد روشن نماییم.




منبع:

1401/05/11
11:52:25
5.0 / 5
43
تگهای خبر: آب , ابزار , بازار , بازرگانی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۳
نت واش : کارواش اینترنتی

نت واش

کارواش در محل

کارواش netwash.ir - تمام حقوق سایت نت واش محفوظ است